تبليغاتX
بیف استراگانف
بیف استراگانف

ماه  ِ  افتاده در تشت!


روشنم کن


...

نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388   توسط کینگ 



درب ِ انفرادی ام را بگشایید

قرنطینه ام را تا سال دیگر ترک نخواهم گفت...

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388   توسط کینگ 



من بجای تمام حرف های نزده ات

تمام کلمات منتظر

آه می کشم

بغض می کنم

اما گریه کردنش پای خودت

من از چشمانم الماس نمی بارد

...

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388   توسط کینگ 



دهان را عنکبوتی باید هدیه کرد

تا تار بتند تمام کلماتم را

این جا هیچ چیز رو به راه نیست...

 

نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388   توسط کینگ 



در کور ترین نقطه هم که سکنی گزینم

باز هم

یاد ِ تو فول آنتن است...


نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388   توسط کینگ 



 می خواهم تو را کمی گم کنم

وای که دوباره پیدا کردنت چه لذتی دارد...



نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388   توسط کینگ 



*اطلاعات و محتواي این پست حذف شد.

...

نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388   توسط کینگ 



هر چه می خواهم این شب هایم را قدر بدانم

لب هایم نمی گذارند

نمی گذارند لحظه ای از فکرت برون شوم

هر لحظه بوی ِ عطر  ِ تنت را به رخم می کشند...



نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388   توسط کینگ 



نه سجودی و رکوعی

نه دعایی و ثنایی

نه دل ِ پاک و مصفای ِ صفایی


من فقط

من فقط هر شبم احیای توست

پس تو کی این قلب ِ من احیا کنی ؟



نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388   توسط کینگ 



تو که با نگاهت

ترمز هوس هایم را بریدی

من هم ندانسته

با لنت هایی ساییده

در سرازیری ِ عطر تنت خودم را رها کردم

حال

به کدامین خیال  آسوده باشم؟

به کجا تکیه کنم؟

...


نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388   توسط کینگ