تبليغاتX
بیف استراگانف
بیف استراگانف

دستانت , لبهایت , این دیدار
همه معجزه بود
چشم انتظارم
که عصای نبوتت فراز شود . . .


نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391   توسط کینگ 



کمی تجاوز کن به من

خشن ، محکم و بی وقفه

گاهی اوقات

خیلی بی دردم !

نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390   توسط کینگ 



آتش ِ سده ی من تویی

داغ ِ داغ ِ داغ

که سرما را می رانی از من

آتش و تپش و گرمی هواهایم

داغ ِ داغ ِ داغ

تویی !

نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390   توسط کینگ 



دلم نگاهت را می خواهد

همان  هایی که یکباره

به آتش می کشد

خاکستر می کند

به گ . . . می دهد

نمی آیی ؟

نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390   توسط کینگ 



جیب هایم دیگر دستانم را یاری نمی کنند 

سرد ِ سرد ِ سردند !

آنها هم فهمیده اند جای دست هایت خالیست

جیب ها هم شاید عاشق می شوند . . .

نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390   توسط کینگ 



چشمانم می سوزد

در آتش ِ لب هایت

 نا مروت

لا اقل

لبی تر کن . . . 


نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390   توسط کینگ 



به دکمه های باز ِ یقه ام خیره شدی

منم به نگاه های بی رحمانه ی تو به دکمه ها ;

این بی عرضه گی ام بود

که دکمه ها را بست و محجوب شد . . . 


نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390   توسط کینگ 



این صدای همان سازیست

که پدران ِ ما

سی و اندی سال پیش

نواختند و اکنون

گوش هایشان را می گیرند !

...

نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390   توسط کینگ 



لام تا کام ِ سکوتت را دوست دارم

وقتی

چشمانت

را به لبانم دوخته ای . . . 


نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390   توسط کینگ 



بیشتر تحمل کن عزیزم

فقط کمی

هوایت را کرده ام !


نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390   توسط کینگ